یاسین و یاسمینیاسین و یاسمین، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

یاسین و یاسمین

شب یلدا

شب یلدا....                                     امسال اولین شب یلداتونم تجربه کردین .تو شب یلدا شما  5 ماه و 11 روزتون بود.شب خیلی خوبی بود مخصوصا با وجود شما دو تا وروجک . شب یلدا رفتیم خونه بابا محمد خوش گذشت بعد از اونجا ساعت 11 رفتیم خونه دختر داییم،مامان جونشون اونجا دعوت بودن .یاسین اونجا خواب بود ولی یاسمین بیدار بود وبا همه عکس گرفت اونجا هم بهمون خوش گذشت .شب خوبی بود.       ...
11 اسفند 1392

آلبوم خاطرات 1

تعدادی عکس از کوچولو های نازم ....   8 روزگی فرشته کوچولوهام   25 روزگی یاسمین یاسین   38 روزگی     57 روزگی ...
11 اسفند 1392

آلبوم خاطرات 2

  عکس کوچولوهای نازم تا 3 ماهگیشون ... دو ماه و 15 روزگی *یاسین* *یاسمین*   3 ماهگی *یاسین* *یاسمین*     ...
11 اسفند 1392

اولین سفر

کوچولوهای مامان از اولین سفرتون براتون مینویسم که به یادگار بمونه . یک ماه و ده روزتون بود که با خانواده داییم و مامان جون وخاله ها رفتیم مشهد سفر تقریبا خوبی بود .تجربه اولمون بود که با شما میرفتیم سفر،تو ماشین همش خواب بودین . ولی شبا یاسمین دلدرد داشت تا صبح گریه میکرد .در کل سفر خوبی بود . حرم هم که رفتیم خیلی شلوغ بود اونجا یاسمین خواب بود ولی یاسین بیدار بود . اینم عکس کوچولوهای مامان تو حرم       ...
11 اسفند 1392

روز تولد

18تیر روز تولد گلهای زندگیم فرا رسید. کوچولو های مامان چقدر واسه امدنتون لحظه شماری می کردم  حالا اون لحظه فرا رسید .حالا میتونم دوتاتونو تو آغوشم بگیرم وخدا رو به خاطر این لطف بزرگ هزاران بار شکر کنم.   ساعت 7 صبح روز 18 تیر 92 با مامان جون و بابا مجید رفتیم بیمارستان قل اول یاسمین در ساعت 12.20 با وزن 2.200 و قل دوم یاسین در ساعت 12.22 با وزن 2.100 به دنیا آمدند. یاسمین خانم جیگر مامان   آقا یاسین عسل مامان   ...
3 اسفند 1392

دو قلو

  اولین سونوگرافی که رفتم  تازه فهمیدم دوقلو باردارم خیلی خوشحال بودم از یه طرف هم شوکه شده بودم . تو دومین سونو هم جنسیت کوچولوهام معلوم شد .یه دختر ناز و یه پسر خوشکل     ...
3 اسفند 1392

خاطرات روزهای اول

خوابیدن یاسمین یاسمین خیلی ناز می خوابید فداش بشم همیشه به یه طرف می خوابید یه دستشو میذاشت زیر صورتش پاهاشم رو هم مینداخت فکر کنم تو شکم مامانی هم همینطوری می خوابیدی.   یاسین کوچولو یاسین روزهای اول خیلی ضعیف بود کوچولوی مامان نمی تونست شیر بخوره مجبور بودم براش شیر بدوشم با شیشه بهش بدم ...
2 اسفند 1392